گفتن

گفتن

λεγειν

روزی زیبایی و زشتی در ساحل دریابا هم دیدار کردند و به هم گفتند

:

"برویم در دریا تن بشوییم"آنها برهنه شدند و در آب شنا کردند.

پس از مدتی

, زشتی به ساحل برگشت و لباس های زیبایی را به تن کرد

و رفت

.

زیبایی نیز از دریا بیرون آمد

, جامه ی خویش را نیاف.او از برهنگی

خویش بسیار شرمگین بود

, ناچار خود را با جامه ی زشتی پوشاند و به راه

خود رفت

.

و تا همین امروز

, مردان و زنان یکی از آندو را جای دیگری

میگیرند

اما هنوز افرادی هستند که سیمای زیبایی را دیده اند

, و او را صرف نظر

از جامه اش

, می شناسند. بعضی ها هم چهره ی زشتی را می شناسند, و لباس ها,

او را از چشم اینان پنهان نگه نمی دارد

.

 

Gibran kahlil Gibran

دوستی مسئولیتی شیرین است نه یک فرصت

!!!

ممکن است با فصل ها تغییر کنیم اما فصل ها ما را تغییر نخواهند داد

.

این روز ها احساس می کنم که خیلی تنهام

.شاید این یکی از آخرین پست هام باشه.

سخاوت آن ات که بیش از توان خویش ببخشی

, عزت نفس ان است که کمتر از نیاز خود بگیری.

نوشته شده در شنبه ٧ آذر ۱۳۸۳ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |