بدرخش - گفتن

گفتن

λεγειν

روشنتر از خورشید ٬بدرخش

تمام لحظات زندگی را پیش از آنکه سپری شود٬زندگی کن٬

ما میدرخشیم٬ امشب تو ومن٬

در گذار از جهان٬همچون آتشی در شب...

به عکسی مینگریستم٬که قبل از جنگ در یک باغ گرفته شده بود٬

و آنجا در چمن٬

پیرمرد٬سگها و بچه هایی بودند٬که برای همیشه رفته اند

کنار آب مردمی ایستاده بودند٬درست همین جا که من امروز ایستاده ام

هیچ چیز فرق نکرده-ولی می دانی

زمان مثل رود خانه ای جاریست

و تنها عشق جاودانه است

ما روشنتر از خورشید می درخشیم٬و در تمامی لحظات پیش از آنکه به پایان رسند زندگی می کنیم

ما می درخشیم٬امشب تو و من

در گذر گه زمان

همچون آتشی در شب

کسانی هستند که هرگز٬نمیتوانند فاصله پدر و پسر را از میان بردارند

وقتی انها جوانند٬

باید تمامی آنچه را که باید٬بگوییم

قبل از آنکه برای همیشه ترکمان کنند 

به عکسی مینگریستم٬

که از پنجره بالای دنیا گرفته شده بود٬باید یاد بگیریم٬باید باغی برای کودکانمان به جای بگذاریم

آنگاه که برای همیشه ترکشان می کنیم

ما روشنتر از خورشید می درخشیم٬

و در تمامی لحظات پیش از آنکه به پایان برسند زندگی می کنیم

مامی درخشیم٬امشب تو و من

در گذر گه جهان٬

همچون آتشی در شب

باید برای کودکانمان اینجا باغی به جای گذاریم

باید دنیای نوینی به جای گذاریم

باید درخشید....

 (کریس د برگ)

نوشته شده در چهارشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸۳ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |