رنج‌های ما - گفتن

گفتن

λεγειν

دل به دنیای تو بستم، دل به دنیایت همین
توبه‌کار از هرچه کردم، مثل آدم بر زمین *

بی‌تو حرمت شد نصیبِ چشمِ طمّاعم ز خواب
باتو بیدارم همیشه، مثلِ روبه در کمین

صبرِ تو مصداق حکمت، فالِ تدبیرت چنان
حالِ من گویای کفر و روزگارم این‌چنین!

سهمِ "خاکِ" روحِ من شد، رنج و تنهایی و غم
سهمِ خاکِ کربلا شد، اشک و ارباب و جبین!

خالِ مه‌رویانِ عالم، نقطه‌ای ناچیز و زشت
خالِ لب‌های تو وقتی، ماه و دریا و زمین

سرنوشتِ این غزل‌ها را... خدایا با خودت
روحِ ابیاتی حزین و سبکِ اشعاری غمین

آبان 88
-

* شادم و دنبالِ ماتم، مثلِ آدم در بهشت
توبه‌کار از هرچه کردم، مثلِ آدم بر زمین
محمدمهدی سیار

نوشته شده در پنجشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸۸ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |