پاییز به ماهو پاییز، دریغ به ماهو دریغ! - گفتن

گفتن

λεγειν

همه در آسمان پی ماه بودند

من در چاه تنهایی‌هام...

...

نمی‌دانم چرا کسی زیباییِ سادگی را درک نمی‌کند!

خاصه در طراحی گرافیک و به‌طور اعم در کارهای هنری و فرهنگی...

...

و نمی‌دانم چرا کسی طراحی گرافیک را شغل به حساب نمی‌آورد

به تبع آن وقتی که صرف آن شده را نیز وقت و کاری را که انجام شده را نیز، کار!

...

پاییز نشده بسیاری پاییزی شده‌اند

هاربٌ منهم الیک

...

کاش می‌شد برگشت

به

دل‌تنگی قبل از باران

به
الهی هب‌لی کمال‌الانقطاع الیک...

...

شکسته‌ای شده است برای خودش

اوکه
روزی
مردی بود برای رویاهات

...

این‌جا رنگین‌کمان زده‌ست

یادِ ابروهات افتادم

وقتی اشک می‌ریختی

...

حیف از یارانه‌ای که رفته است پای کاغذهاش

لجم می‌گیرد از کتاب‌هایی که نهایتِ خاصیت‌شان

کباب باد زدن و پشه‌کشتن است

...

بی‌نهایت‌های ریاضی و ریالی ِ بسیاری داریم

از آن‌همه بی‌نهایت

بی‌نهایت ِ رئال‌ی‌ هم هست...

بی‌نهایتِ بزرگیِ تو در برابر من

فإنی و عزتک من‌النادمین

...

این‌که گفتی اخلاق از عمل هم مهم‌تر است را نفهمیدیم

زنبورهایی شدیم بی بال...

آیت‌الله خامنه‌ای:

«اخلاق از عمل هم مهم‌تر است»

...

خدایا

لطف کن و "او"ی من را

از آسمانت

بگذار در کاسه‌ی کسی دیگر

من، به عنوان "او"ی او،

به داشتن تو راضیم...

...

از مثنوی به غزل

از غزل به حُسن ِ مطلع و ختام‌اش

از غزل به رباعی

از رباعی رسیده‌ام به جمله‌ای...

و حالا

از ‌آن‌همه به یک "او"...

...

بغل‌دستی‌ام قلب بلوتوث می‌کرد برای مترو‌نشستگان...

یادم از تو آمد و خودم

الهی قلبی محجوب...

...

مردی به هندوانه‌فروش می‌گفت:

اون‌طوری که خودت می‌دونی و ازت انتظار دارم سوا کن...

یاد خودمان افتادم

تَولَّ مِن امری، ما أنت اهلُه...

...

انگار فصل دریغ است پاییز...

دل‌تنگ ِ خرمالوهای حیاط ِ مادربزرگ شده‌ام...

دل‌تنگ ِ طعم گس‌اش...

...

نوشته شده در سه‌شنبه ٧ مهر ۱۳۸۸ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |