وبلاگهایی که می خوانم 1 - گفتن

گفتن

λεγειν

لله

(برای صحیح دیدن نیم فاصله ها از مرورگر اینترنت اکسپلورر استفاده کنید)

محمدصالح مفتاح

 

دیدار دانشجویان با رهبری رمضان 1429

روز و سال دقیق تولدش را نمی­دانم. محل تولدش را هم ایضا؛ اما شیرازی­ست و دانشجوی سال ششم کارشناسی­ارشد پیوسته­ی معارف اسلامی و حقوق با گرایش عمومی در دانشگاه امام صادق(سلم الله).

آشنایی من و او از یک دیوار شروع شد!

دوسه سال پیش بود، تخریب دیواره­های مسجدالاقصی، دوستی را کشانده بود به دانشگاه امام صادق(ع). بنا داشتند مقابل دفتر شرکت نِسِل(Nestle) ، تحصن آرام برگزار کنند و برای تکمیل مستندات­شان کمی اطلاعات می­خواستند. این شد که اول­بار من و محمدصالح باهم صحبت کردیم.

بعدتر این ارتباط دامنه­­ی بیشتری یافت. جلوی سازمان تبلیغات اسلامی تحصن آرامی شکل گرفته بود برای اعتراض به تعطیلی ماهنامه­ی سوره به سردبیری وحید جلیلی؛ آن­جا عکس می­گرفتم، محمدصالح جزء محورهای اصلی آن تحصن نیز بود. در تحصن نیمه­آرام جلوی کاخ دادگستری هم در کنار محمدصالح بودم و عکس می­گرفتم!

ضمن برگزاری اولین نمایشگاه رسانه­های دیجیتال، فرصتی شد تا مدت بیش­تری را با او بگذرانم و کمی خودمانی­تر ببینم­اش. یادش به خیر، اولین باری که جدی با او به بحث نشستم، آن روزها بود. علاوه بر مسائل سیاسی و خاصه مستحدثات حوزه­ی جهان اسلام و بیداری اسلامی، در مباحث تخصصی رشته­ی خودش _ حقوق _ هم حرف­های شنیدنی­ای داشت. در آن نمایشگاه یک پایش غرفه­ی مجمع وبلاگ­نویسان مسلمان بود و پای دیگرش غرفه­ی خبرگزاری امت­نیوز که خود مدیریت آن را بر عهده داشت و دارد و بالتبع خوش به حال غرفه وسطی­ها!

مفتاح روحیات خاص خودش را دارد. خوش­کلام است و در استخدام کلمات گرچه عالی نیست، اما موفق می­دانم­اش در بین هم­نسل­هایمان! با ادبیات و مباحث روز آشنایی خوبی دارد. عقبه­ی مطالعاتی­اش مناسب است. ذاتا کار اجرایی کن است. از حقوق و کارشناسی ارشدش که بگذریم، آدم فرهنگی­ای­ست، آن هم با گرایش رسانه!

آدم فعالی هم هست، در آن هیئت داوری و این شورای مرکزی و آن­دیگر شورای سردبیری و این نشست و آن جلسه، زیاد حضور دارد. بچه­ی پرمغزی­ست، از آن­هایی که رزومه­اش یک وجب روغن فرهنگی دارد!

شاید برخی بیاندیشند که مدیرمسئول نشریه­ی صبا، کمی زیاد وقت می­گذارد برای دغدغه­های فرهنگی­اش، اما من نظری متفاوت دارم. نه محمدصالح، که هرکه آرمانی دارد و آینده­ی آرمانش برایش مهم است، باید آینده­ی خودش را ضمن و ذیل آرمانش ببیند، نه این­که آرمانش را ذیل و ضمن خودش و منفک از زندگی­اش!

محمدصالح مفتاح، جوانی­ست پویا و جویا و دل­نشین و امروزین، با تمام کاستی­هایی که می­تواند داشته باشد. از استعدادهای فرهنگی­اش خوب استفاده می­کند. قلم سلیسی دارد و افکار منسجمی و در یک کلام: آرمان­خواه است!

خواندن وبلاگش را شدیدا توصیه می­کنم، البته امیدوارم بیشتر از پیش به­روزش کند!

نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |