صورت محاطی و سیرت محیطی - گفتن

گفتن

λεγειν

لله

١

گاهی اگر تو...

نرسیدن به­تر از دیر رسیدن است

مقصد...

٢

"ما"ی من

"ما"ی تو

تو

من

٣

انقضای شاعریم...

و من عشقته قتلته

و من قتلته فعلیّ دیته...

۴

براندازی نرم را خدا به ما آموخته­ست

الا تنفروا یعذبکم عذاباً الیما یستبدل قوما غیرکم...

۵

در نقره­کوب چهره­ی زردت ریا شدم

ای دار، ای تو چوب ِ سپیدار، ای خزان!

۶

از محاط­شدن­های گاه و بی­گاه در مسائل و مستحدثات زندگی، محاط در عشقت بودن را دوست دارم، در غیر این صورت ترجیح می­دهم همیشه محیط باشم براین زندگی...

٧

صوم و صیام اگر برای تو نباشد،

     ثمره­اش

            آری

                جز

تغییر و تحولات صدا و سیما و

خلوت خیابات­های تهران و

صف­های مطول اطعمه و اشربه­­ی خام،

نخواهد بود...

٨

دل­تنگی دُم و شاخ ندارد

زردی رویم از روزه نیست...

... کات

تعدادی طراح گرافیک - از درشت و ریز و میکروسکوپی تا آن­هایی که با ورد و پابلیشر طرح می­زنند و مشتبه شده برایشان که طراح­اند! - سایتی به راه انداخته­اند به نام فریاد سبز! و فرت و فرت طرح می­زنند با محتوای خون­ریز و دیکتاتور بودن رژیم ایران و مباحثی ازاین­دست و فراخوان داده­اند و برخی گرافیست­های آن­ور آبی نیز آمده­اند و هم­صدا شده­اند با اینان...

برخی­شان نیز نامه­ای نوشته­اند به هیئت ژوری بین­المللی نهمین بینال بین­المللی پوستر تهران و ازشان خواسته­اند برای داوری نیایند به ایران و بینال بین­المللی پوسترش را تحریم کنند و ماننده­ی این!

این بنده­ی کم­ترین، به عنوان طراحی کوچک در حوزه­ی گرافیک، ضمن اعلام و اعلان برائت و انزجار از آن سایت و از این سیاست، با حضور همه­جانبه و پر رنگ! در این بینال و آن بینال و هر بینال دیگری شرکت کرده و یک موی گربه­ی وطنم را به "گرین موومنت دو­هزار و نه" نخواهم فروخت!

قدیم­ترها بعضی چیزها اصالت داشت، وقتی هرجوجه­ای برود و ادعای گرافیست بودن بکند، همین هم می­شود دیگر!

جلد بیست و یک صحیفه­ی امام را می­خواندم، پیرمرد آخر عمرش کوه انرژی بود، خیلی سفارش می­کرد بسیجی­ها بروند و ساحات و شئونات مختلف را فتح کنند و بروند اصلا جهان را بگیرند!

در جمع هنرمندان بود، می­گفت: هنری که دادخواه مستضعفین و زاغه­نشینان و اسلام عدالت­خواه و این­ها نباشد اصلا هنر نیست...

می­گفت: ... و هنرمندان ما در جبهه­ها این­گونه بودند...

نوشته شده در سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۸ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |