معادله ی معلوم محبت یا حرف الحاء بحرف الباء... - گفتن

گفتن

λεγειν

کماکان استلزام استفاده از مرورگر اینترنت اکسپلورر برای درست دیدن پست(نیم فاصله ها) باقی می باشد.

از بین انگشت­شمار دوست­داشتنی­های این عالم، ریاضی را برای خودم مصداق بارزه­ی "بین­الاحباب تسقط الآداب" می­دانم و هرجا در زندگی کم آورده­ام، ریاضی به کمکم آمده­ست.

ریاضی را برای زندگی­ کردن دوست داشته­ام و زندگی را برای او که سریع­الرضاست و چه قرابت غریبی­ست بین رضایت و ریاضت...

علی قاسم الجنه و النار...

بابی از ابواب علل­الشرایع مرحوم صدوق، در توضیح قاسمیت علی(ست؛ سلام خداوند بر او) با این ادله که ...حقیقتِ نورِ ایمان، حُب علی­ست و حقیقت کفر، بغض علی...(لأن حُبه ایمان و بغضه کفر - امام صادق) و این­جا حرف از ریاضی­ست و نه چیزی دیگر که اگر محبت علی داشتی، بهشتی هستی و اگر بغض او داشتی جهنمی و قانون قضایای دوشرطی با تأکید اکید امام معصوم(سلّم الله) صادق است این­جا!

همه منهای یک در ریاضی چیزی از همه نمی­کاهد و تعریفی ندارد الا همان، همه منهای یک!

از میانه­ی ریاضی و سری­های زمانی­، تکنیک­های سنجی، شبکه­های عصبی، معادلات دیفرانسیل و آشوب، همان یک و سادگی­ و یونیت بودنش را دوست دارم که اگر بر همه­ی عالم باشد می­شود همان یک و اگر عالم بر یک واقع شوند، می­شوند همان عالم بر یک که مساوی عالم است و اهلش بهتر می­دانند چه کسر حقیری­ست یک بر عالم و چه عظمتی­ست یک در مخرج! از زندگی نیز آخرت را دوست دارم و عظمت در سیرت را!

مقام محبت را که طریق بندگی و خشوع و حقیقت ایمان است، همان یونیک و یک می­پندارم و مخرج کسر این زندگی را ارجح می­دارم بر صورتش...

حال غریبی دارد مقام محبت و این غربت نیز مرا یاد علی می­اندازد. هر چیزی در این عالم حُقه و تقلب دارد الا محبت. ممکن است کسی به نیتی بد محبتی ورزد، اما چه کسی قبول می­کند محبتی که با نیت خشوع و خیر نباشد اسمش محبت است؟

پس محبت نفس­ناپذیر است...

محبت منفی­اش می­شود منهای­محبت، مثل منهای­یک که اعنی یک را کم­کرده­ای از هیچ و این یعنی عالم بی محبت، یعنی هیچ... (و چه شبیه است بازه­ی منهای یک تا یک به بازه­ی دنیا و آخرت!)

عالم بی محبتِ علی یعنی پوچ، یعنی هیچ!

محبت عین ریاضی­ست و ریاضی وسیله­ای­ست برای حب علی...

نوشته شده در چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸۸ساعت ۳:۳۳ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |