جمعه ی متعالی! - گفتن

گفتن

λεγειν

صبح طلایی

جمعه 31 خرداد 87، شبکه­ ی دوم، رسانه­ ی ملّی؛ حوالی 10 صبح، برنامه­ ی کودک و نوجوان، کارتون شکارچیان اژدها(Dragon Hunters). در این انیمیشن که مجموعاً 26 قسمت 3 ریالی و 1 قسمت بلند به­ صورت فیلم دارد و در فضایی از کهکشان و سیارات دیگر رخ می ­دهد، دو کاراکتر اصلی و ثابت کارتون، شکارچیان اژدها هستند.

در سرتاسر این کارتون از عباراتی هم­ چون امضای قرارداد و پول و کشتن صحبت به میان می ­آید. جالب این­ که در قسمتی از این انیمیشن کاراکتر "کریستو" بعد از توفیقدر نابودی اژدها به دیگر کاراکتر اصلی کارتون می­ گوید: پیش به سوی شهرت و ثروت و ماجرایی دیگه!

در قسمت دیگری از این کارتون، همان کاراکتر کریستو به مردم فقیر روستایی که از شرّ اژدها به آن ­ها پناه برده ­اند می ­گوید: «ما به عنوان شکارچی اژدها در خدمتتون هستیم، اما از ما انتظار کار مجانی رو نداشته باشید، بازی احساسی شما فایده نخواهد داشت» و رو به رفیقش می­ کند و می ­گوید: «بریم برای یه قرارداد نون و آب دار، بزرگ ­ترین معامله ­ی قرن در انتظار ماست» و در مورد دریافت یک کوه طلا مابه ­ازاء کشتن اژدها صحبت می ­کند و می­ گوید: «یه کوووووووووووه طلا، بیش­ تر از اون چیزی که توی عمرمون دیده باشیم!»

آخر من نمی­ دانم کارتون کودکان را چه به امضای قرارداد، قرارداد نون و آب ­دار، پول زیاد، کشتن و دشمن ستیزی، شهرت، ثروت، بازی احساسی و بزرگ ­ترین معامله ­ی قرن؛ شما می­ دانید؟!!!

امیدوارم زرسالاران و زراندوزان جهان و ایران و کهکشان و سیارات دیگر به اهداف و منویات­ شان رسیده باشند. البته با این چشم ناظر تیزبین[1] که بر رسانه ­ی ملی حاکم است، حتماً خواهند رسید!

عصرخاکستری

عصر جمعه 31 خرداد 87، شبکه ­ی 1ول رسانه­ ی ملی، فیلمی داستانی به ­نمایش گذاشت که نام آن "پروانه در آتش" بود. در مورد این یک فقره غیرتم اجازه نمی ­دهد روضه­ ی مکشوف بخوانم و شرح ماوقع را آن­ طور که بود، بیان کنم. اما به همین نکته­ ی اجمالی بسنده می­ کنم که شخصیت اصلی روایت، دختری ایرانی به اسم پروانه بود که در جریان جنگ شوهرش را گم می­کند و برای یافتن آن به عراق می­ رود، ولی با مردی عراقی آشنا می­ شود و مرد عراقی به دختر داستان اظهار علاقه و عشق می­کند و ... پس از این استظهار...

شب قهوه ­ای

جمعه 31 خرداد87، شبکه­ ی 1ول رسانه ­ی ملی، ساعت حوالی 10 شب. 3ریالی یزدی در حال پخش است. در سرتاسر این 3ریال 3کانسی نمی ­توان یافت که در آن نسوان محترمه و مبتذله­ و به قول ادبیات خود 3ریال مفتخره، وجود نداشته باشند. آرایش نسوان این 3ریال را فقط در بالاشهر تهران ماننده می­ توان یافت. بیش­ تر نسوان این 3ریال در زیرِ مانتوهای تنگ و چسبان­ شان، دامن می­ پوشند! (پسرها می ­دانند چه می­ گویم...)

و اما اکثر شخصیت ­های مرد 3ریال هم همه ­گی عاشق پیشه ­اند و دنبال فراش و تجدید فراش. از پیرمرد بزرگ فامیل گرفته تا عمو نادر و دایی ناصر و پسرخاله نوروز و بابا غلام!

بابا رسانه­ ی ملی نخواستیم!!!



[1]اعتراضم نسبت به پخش انیمیشن شکارچیان اژدها را به مسوولان پی ­گیری این ­گونه اعتراضات در رسانه ­­ی ملی رساندم و آن­ها پس از یک هفته در جواب گفتند: ما تذکر دادیم اما چیز مهمی هم نبوده است!

نوشته شده در شنبه ۱ تیر ۱۳۸٧ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |