سه‌گونه اخلاق - گفتن

گفتن

λεγειν

همین‌جور تأمّلی و بدونِ پشتوانه‌ی مطالعه‌ایِ مشخّص، به چند معنی و شأنِ از اخلاق‌مداری فکر می‌کنم. یک شأنِ خیلی ابتدایی از اخلاق رو اخلاقِ متبوع از انفعال تلقّی می‌کنم. انفعال، محافظه‌کاری و به‌نوعی عدمِ اصطکاک، می‌تونه شأنی «حدّاقلّی» از اخلاق رو ایجاب بکنه. در عینِ این‌که می‌تونه باعثِ بی‌اخلاقی هم بشه.
شأنِ دوّمی از اخلاق هم هست که اخلاقِ محاسبه و مراقبه‌ و نزاکته. اخلاقِ برآمده از حساب‌گری و انضباط و تعهّد. خودگِرَویِ اخلاقی در همین محدوده تعریف می‌شه. این شأن و سطح از اخلاق، خیلی خوب و معقول و کافیه برای بهشت‌شدنِ زنده‌گیِ اجتماعی اگر به‌طورِ کامل اجرا بشه از طرفِ همه.
شأنِ سوّمی هم هست که اخلاقِ حاصل از عشقه. اخلاقِ فرای محاسبه. اخلاقی که چیزی بیرون از دایره‌ی محاسبه و به طریقِ اولی انفعال باعثش می‌شه. امّا این بیرون از دایره‌ی محاسبه بودن، به معنای شاملِ محاسبه نبودنِ این سطح از اخلاق نیست. چون چیزی که بخواد «کاملاً» بی‌اعتنا به محاسبه‌های معقول باشه، در عینِ این‌که می‌تونه اخلاق رو ایجاب کنه، موجبِ بی‌اخلاقی هم می‌تونه بشه. بنابراین این سطح از اخلاق، به این صورت فراتر از محاسبه‌ست که در عینِ پاسخ‌های عقل و ذهنِ حساب‌گر به معادله‌ی رابطه، به‌خاطرِ یک‌جور عشق به دیگری (با علّتِ باور به یک وجودِ مفروضِ متافیزیکی نظیرِ خدا، معنویّت، نیکی یا امثالِ این معانی)، رفتاری رحیمانه و عاشقانه اتّخاذ می‌شه. ایثارِ جان، رحمتِ بی‌شائبه و تواضعِ خالص از این نوعِ از اخلاق‌اند. این اخلاق، محاسبه رو هم در خودش داره، امّا محاسبه اقتضائش نمی‌کنه، بلکه صرفاً جزئی از ملزوماتشه. نادانیِ پس از دانایی رو می‌شه مشابهِ این مکانیزم تلقّی کرد. 

نوشته شده در شنبه ٢٠ دی ۱۳٩۳ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |