نفس های ماندگار، نفس های بی قرار - گفتن

گفتن

λεγειν

آه

ساعت 2 و چهل و هشت دقیقه ی بام داد پنج شنبه 2وم اردی بهشت 87 است. با چشمان ی خیس و خون ی و دل ی خراش یده و قاچ قاچ و پاره پاره، به طنین ترتیل مشاری بن راشد العفاسی که آیات ابتدایی المائده را زمزمه می کند گوش می دهم. ...جناتٍ تجری من تحته الانهار...یحرفون الکلم عن مواضعه...ان الله یحب المحسنین...

آه؛

و همه ی این ها ناشی از دیدن مستند دو حلقه ای"نفس های ماندگار" است شاید و شاید همه ی این ها ناشی از چیز دیگری...

....و دیگر آسمان را نخواهی دید*

یا آه

برایم دعا کنید، حالم خراب است

* بر گرفته از رمان بیوتن رضا امیرخانی

نوشته شده در پنجشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٧ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |