دهه‌های انسان‌سوز - گفتن

گفتن

λεγειν

بروزِ افراطی‌گری در هر جهت و سمت و زمینه و موضوعی، در بستری از بی‌قانونی یا ضعفِ اجرای قانون رُخ می‌دهد و امکان می‌یابد. قانونِ خوب و اجرای کامل، بلااستثناء و تضمین‌شده‌ی آن در هر جامعه و مجموعه‌ای، هرگونه افراطی‌گری را در سطحِ بسیار قابلِ توجّهی بی‌اثر می‌سازد. و مهم‌تر این‌که آدم‌ها خواه-ناخواه در چنین فضایی سوق پیدا می‌کنند به سمتِ «ابرازِ» نظر، به‌عوضِ «إعمالِ» نظر. و حدّ و حدودِ روابطِ اجتماعی را دیگر قانون است که تعریف می‌کند، نه سلائق و علائق و امیال و آرمان‌های آدم‌ها. هیچ‌ مدینه‌ای در هیچ‌کجای جهان از آسمان نازل نشده و با آرزوکردن و سخن‌رانی به‌دست نیامده‌ست. مدینه یعنی شهر، شهر یعنی مجموعه‌ای از سازه‌ها و انتظاماتِ هندسی و راه‌ها و مسیرها و سوادات و بیاضات و دیوارها و مناظر و نماها. مدینه را باید ساخت، فضائل را باید به اکتسابِ مدینه رساند. و مدینه‌ی فاضله هرجایی‌ست که ساخته‌شده‌تر (به معنای درست و متعارف و امتحان‌پس‌داده‌ی جهان باشد.) مدینه‌ی فاضله شعار نیست که به شعار دربیاید. شعوری می‌تواند مدینه‌ی فاضله را ایجاد کند که کارنامه‌ی سازنده‌گی‌اش قابلِ دفاع باشد. به تعبیرِ مرحومِ ابراهیمی «آن‌کس که زنده‌گیِ ساخته‌ای نداشته باشد، نمی‌تواند زنده‌گی‌ساز باشد».
فاطمیّه و محرّم و صفر و اردوهای راهیانِ نور و امثاله، وقتی می‌توانند انسان‌ساز باشند که تلقّیّاتِ شعاری و شعری و صِرفِ عزادارانه و احساساتی‌گرانه‌شان میل پیدا کنند به سمتِ معرفت‌های عملی و اخلاقِ عملی و انجامِ کاری -ولو برداشتنِ یک بطریِ آب‌معدنی از مثلاً صحنِ یادمانِ شهدای هویزه-. هیئت و پای‌گاهِ بسیجی که در رزومه‌اش کارهای عام‌المنفعه و مدیریتِ بحرانِ عمرانی و شهری نباشد، حتماً انسان‌ساز نخواهند بود و بلکه انسان‌سوز هستند.

نوشته شده در پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |