جعلیّاتِ فضای رسانه‌ای - گفتن

گفتن

λεγειν

واقعاً دوست‌ دارم روزی از ضرغامی بپرسم چه‌طور به این حدِّ از بلاهت در رسانه‌داری رسیده‌ است که هر آشغالی را به خوردِ ملّت می‌دهد؟ سریال‌های دوزاریِ سیما که هر نوباوه‌ای می‌تواند تشخیص بدهد چه‌قدر از نظرِ متن و کارگردانی ضعیف و پیش‌کیفیّت هستند، در لابه‌لای موضوعاتِ تخیّلی و مستهلک و بنجل‌شان، مدّتی‌ست که اشاراتی به مافیا و مفاسدِ اقتصادی می‌کنند. در همه‌ی موارد هم این مافیای اقتصادی، آدم‌های بد و بی‌دین و ایمان و لائیکِ قصّه‌ها هستند. حال این‌که یک ایرانیِ با ضریبِ هوشیِ بالای نود، در این سال‌ها به خوبی دریافته که عمده‌ی مفاسدِ اقتصادیِ اخیر در ایران، ذیلِ مفاسدِ سیاسی تعریف می‌شوند و اگر نگوییم صدی‌نود محصولِ سوءاستفاده‌های آدم‌های امنیّتی‌ یا مرتبط به نهادهای امنیّتی‌اند، لااقل می‌توانیم بگوییم سویه‌ای مسئولینی و رانت‌جویانه دارند.
وُکَلایی‌تر اگر بخواهم توضیح بدهم، با یک تحلیلِ دبستانی می‌شود گفت این سریال‌ها و این جریانِ رسانه‌ای که اصرار دارد تفکّرِ «مافیای قدرت و ثروت» را هم‌چنان در جامعه زنده نگه دارد، یا دارد دستِ پیش را می‌گیرد پس نیفتد، و یا این‌که می‌خواهد سرنخ‌های اصلی را گم کند و آماده‌گی‌ِ ذهنیِ جامعه در پذیرشِ مفسدِ اقتصادی بودنِ جریان‌های آلترناتیو و کاذب را بالا ببرد تا نسبت به جریانِ اصلیِ متخلّف، عدمِ پذیرش به‌وجود بیاید. وگرنه در این سال‌ها آن‌قدر نهادهای غیرِخصوصی به فضای بیمارِ اقتصادِ محتضرِ ما ورودِ میلیون‌دلاری کرده‌اند که بشود به ضرسِ قاطع گفت هیچ فعّالِ مافیاییِ اقتصادی در بخشِ خصوصی وجود ندارد به آن معنای متعارفِ جهانی‌اش و هرچه هست، بینِ خودی‌هاست. حال این‌که چه‌قدر از این ماجرا گیرِ یک رسانه می‌آید، چیزی‌ست که ارگان‌های قضایی و حقوقیِ ما باید بررسی‌اش کنند.
موردِ دیگری که اخیراً در فضای رسانه‌ای سروصدایی به‌پا کرد، مصاحبه‌ی مجعولی بود که هفته‌نامه‌ی پنجره منتشر کرد برای زدنِ دولت. هم‌آن روزِ اوّلی که این مصاحبه درآمد و فرازهایی از آن را خواندم، خیلی سریع به یکی از دوستان گفتم که مصاحبه جعلی‌ست و هدفش نه امنیّتِ ملّی‌ست و نه تضعیفِ اسکارِ فرهادی و خدشه وارد کردن به خودِ فرهادی. یک فکرِ امنیّتیِ پیر این‌جور تحلیل کرده که استفاده‌ی ابزاری از کسی مثلِ فرهادی، برای جدّی جلوه‌دادنِ ماجرا خوب است و پای او را به مصاحبه‌ی جعلی باز کرده‌اند. ولی همه‌ی قصّه زدنِ بازوی فرهنگیِ دولتِ روحانی‌ست. و این فقط از یک فکرِ امنیّتیِ پیر و ماکیاولیک برمی‌آید. و من کسی جز حسن عبّاسی را در این زمینه‌ی خاص متبحّر نمی‌دانم. سریال‌های خارجی حوزه‌ی تخصّصیِ حسن عبّاسی و دکترین‌های شخمنینالِ اوست. درواقع بعد از انتشارِ این مصاحبه‌ی مجعول، باید گفت: زاکانی، عبّاسی، پیوندتان مبارک!
من حیث المجموع، به نظرم می‌رسد دولت و قوّه‌ی قضائیه در قبالِ مردم و اذهانِ عمومی مسئول و موظّف‌اند به روشن‌گری و اکتشافِ کذب و صدق‌بودنِ این‌جور حرکات و اگر کذب‌بودنِ آن‌ها مشخّص شد (که در فقره‌ اخیر شده است)، باید متخلّفین و مشوّشینِ اذهانِ عمومی مطابقِ قانون به سزا و جزای عمل‌شان برسند تا این‌گونه حرکات در فضای رسانه‌ای و فرهنگیِ کشور تکرار نشود.

 

نوشته شده در دوشنبه ٧ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |