خیرخواهِ خردمندِ مؤمن - گفتن

گفتن

λεγειν

پاراگرافِ زیر بخشی از سخنرانیِ «امام‌موسی صدر» است به مناسبتِ عیدِ غدیر در حدودِ چهل-پنجاه سالِ پیش، یعنی دهه‌ی هفتادِ قرنِ نوزدهِ میلادی؛ از کتابِ «انسانِ آسمان؛ جُستارهایی درباره‌ی امیرالمؤمنین ع» به ترجمه‌ی «احمد ناظم» از نشرِ مؤسّسه‌ی فرهنگی-تحقیقاتیِ امام‌موسی صدر.

وقتی این سطور را می‌خواندم، ذهنم خودبه‌خود متوجّهِ آقای دکتر «احمد توکّلی» شد. شخصیّتی که به زعمِ من مصداقِ بارزِ منتقدِ خیرخواه یا منتقدِ مؤمن است در نظامِ سیاسیِ ما. سلامت باشد سال‌های سال.

«وقتی حاکم از امورِ کشور آگاه نباشد، چاپلوسان نزدِ او راه می‌یابند و به ستایشِ او می‌پردازند و می‌گویند: حکومتِ تو صالح و کارآمد است و مردم در آسایش به‌سر می‌برند و مشکلی ندارند. امّا خیرخواهانْ سختی‌هایی را که بر ملّت می‌گذرد، برای حاکم بازگو می‌کنند. وجودِ چاپلوسان و اطمینان‌دادنِ آنان به حاکم و هم‌چنین دوربودنِ حاکم از مردم سبب می‌شود که او سخنِ خیرخواهان و خردمندان را به سختی بپذیرد و به دروغ‌های چاپلوسان تمایل نشان دهد و آنان را به خود نزدیک کند و خیرخواهانِ دل‌سوز را از خود دور کند، زیرا آنان از او انتقاد می‌کنند و او انتقاد را برنمی‌تابد. ستایش و چرب‌زبانیِ فراوان، حاکم را به این خیال می‌اندازد که او واقعاً فرستاده‌ای از جانبِ خدا و صاحبِ رسالت و عنصری متمایز از دیگران است که برای نجاتِ ملّت آمده است. وقتی این غرور در او پدید آمد، دیگر به هیچ وجه انتقاد را نمی‌پذیرد. چنین حاکمی امور را به دوستانش می‌سپارد، زیرا معیارِ حق و باطل برای او میزانِ محبّت‌ورزیدنِ انسان‌ها به اوست، نه شایسته‌گی و توان‌مندیِ آنان. کسی که او را دوست داشته باشد، عهده‌دارِ امور می‌شود و کسی که او را دوست نداشته باشد، از اداره‌ی امور دور نگه داشته می‌شود. و بدین‌ ترتیب مناصب از دستِ شایسته‌گان بیرون می‌آید و به دستِ چرب‌زبانان و چاپلوسان می‌افتد و در نتیجه جامعه ویران می‌شود.»

* عکس از khamenei.ir

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٢ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |