از فرامینِ در تنهایی (٢١) - گفتن

گفتن

λεγειν

فِعْلْ نباید مقدّمِ بر فکر باشد و عمل نباید از عقل و عقلانیّت پیشی بگیرد. تصمیم‌گیری یک فرآیند است که قدمِ اوّلِ آن شناخت و فهم است، بنابراین خطاست این‌که انسان با فهمِ ناقص و کامل‌نشده‌اش در موضوعی تصمیم‌گیری کند.

القاءِ این مسئله که «هرچیزی آنی دارد و اگر انسان مراقبِ آنات نباشد و زمان را درنیابد و با محافظه‌کاری و این‌دست و آن‌دست کردن زمانِ انجامِ آن کار را از دست بدهد بد است»، یک‌جور سیاه‌وسفیدنگری و خَلطِ مبحث است. چه‌را که اساساً درکِ آناتِ مسائل، ربطی و یا به عبارتِ دقیق‌تر تنافی‌ای و تعارضی با فهمِ آن مسئله که پیش‌نیازِ لازمِ اتّخاذِ تصمیمِ درست در آن مسئله و موضوع و زمینه است، ندارد. از طرفی قرار هم نیست بُردباری در پروسه‌ی فهمیدن مساوی با محافظه‌کاری باشد. بله، انسان باید با فراستش حتماً درکِ درستی از زمانِ هرچیزی داشته باشد تا بتواند بهینه‌تر رفتار کند، امّا آیا زمان‌مندی باید منجر به تصمیمْ براساسِ شناختِ ناقص بشود یا اگر بشود خوب است؟ قطعاً این‌طور نیست و به زعمِ من آنانی که این‌طور القاء می‌کنند که زنده‌گی یک مسابقه‌ی زمان‌مندی‌ست که اگر به سرعت درنیابی‌اش باخته‌ای، اصلاً زنده‌گی را درست نفهمیده‌اند و تصوّرشان از زنده‌گی خطاست. زنده‌گی یک مسابقه‌ی سرعت نیست. لااقل زنده‌گیِ اندیش‌مندانه و معقول و معنوی این‌گونه نیست. زنده‌گی نزاع بر سرِ برتری‌جوییِ کمّی نیست. زنده‌گی حرکتِ رو به تکامل و پیش‌رفتِ بشر در جهتِ رشدِ اندیشه، فکر، ایمان و دانش است. این حرکت -علی‌رغمِ این‌که می‌تواند خیلی سریع باشد- آرام است. نَزَعی و رقابت‌آمیز و استعلاجویانه نیست. یک‌لحظه مدلّل و اندیش‌مندبودن، گاه می‌ارزد به هزاران‌سالِ زنده‌گیِ مبتنی بر فعلِ صِرف. تلاش باید در این جهت باشد که انسان مسیرش را از بی‌راهه‌ها بشناسد و بِزُدایدش از علف‌های هرزِ گم‌راهی و با حفظِ آرامشِ مبتنی بر فهم، و با استعانتِ از عقل و دانش و آموزه‌های الهی و توکّلِ بر خداوند، سیرِ تکاملیِ مختصِّ به خودش را طی کند. و «انسان جز سعی نیست».

نوشته شده در یکشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٢ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |