از تو شرم‌سارم وطن! - گفتن

گفتن

λεγειν

وطن!
تو را از کدام سنگ ساخته‌اند که هنوز مانده‌ای؟
چه‌گونه می‌توانی سرزمینِ این‌همه ظلم و جنگ و جور و خون باشی؟

وطن!
دلِ سنگت را از کدام الهه‌ی آب و خاک ارث بُرده‌ای که به خشم نمی‌آیی و زیروزِبَر نمی‌شوی؟

از تو بیزارم وطن!
از تو شرم‌سارم وطن!
از تو پشیمانم وطن!

از تو هزار چلچله‌ی مُرده‌ در گلو دارم
هزار و هزار شعر...

تو شرمِ بی‌انتهای تاریخی که همیشه مردانت را باخته‌ای!

از تو بیزارم وطن!
از تو شرم‌سارم وطن!
از تو پشیمانم...

نوشته شده در چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٢ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |