گفتن

گفتن

λεγειν

فکر می‌کنم از افرادی که این ویژگی‌هارو دارند (و از داشتنِ این ویژگی‌ها در خودمون)، باید احتراز کنیم:

- افرادی که معامله‌گر و زدوبندکار هستند. یعنی در مناسباتِ انسانی بنای دادن و گرفتن‌شان بیشتر است تا داشتنِ اصولی مشخّص.
- کسانی که به‌طرزِ افراطی و به‌هرقیمت و همواره و همیشه در پیِ اثرگذاری هستند. به این معنا که گرفتنِ حسِّ اثرگذاربودن برایشان حیاتی‌ست و بنابراین در مواقعی و بزنگاه‌هایی رفتارهای عجیب از خودشان نشان می‌دهند تا تأثیرگذاری‌شان را از دست ندهند. درحالی‌که انسانِ بهنجار و از نظرِ اخلاقی سلامت، گاهی می‌داند که نمی‌تواند یا حتی، نباید تأثیرگذاری داشته باشد.
- اشخاصی که حسود هستند. حسادت در بزنگاه‌های روابطِ بینافردی از ناحیه‌ی انسان‌های حسودتر، مشکل‌ساز خواهد شد. چون نمی‌توانند این رذیلتِ اخلاقی را کنترل کنند و روی به آسیب‌زدن می‌آورند.
- انسان‌هایی که در تصمیم‌گیری‌‌ها بی‌محابا و هیجان‌زده هستند و با تأخیرهای تأمّلی و عقلانی بیگانه‌اند.
- آن‌هایی که قدرت و شهرت و ثروت را فارغ از چگونگی و جهت و مسیر و دلایل و زمینه‌‌هایشان دوست دارند. یعنی هرکدام از این‌ها را از حیثِ ذاتش می‌خواهند و نگاه‌شان به این سه مورد، واسطی و عَرَضی و ابزاری نیست. یعنی این‌طور نیستند که بگویند خب من می‌توانم با این عمل مشهور شوم، ولی چون مطابق با اخلاق نیست، این‌چنین شهرتی را نمی‌خواهم. یا پول یا قدرت یا شغل و موقعیّت را.
- افرادی که با خودشان کمتر خدشه می‌کنند. یعنی اهلِ بازنگری و نقدِ خودشان نیستند و معذرت‌خواهی و فروتنی و شکستنِ خود و تغییرِ رویّه را در آن‌ها کمتر می‌بینید.
- کسانی که ویژگیِ تابعیت و بندگیِ بی‌قید و شرط در آن‌ها قوی‌تر است و وقتی به چیزی تعلّقِ‌خاطر پیدا می‌کنند، به آن چیز یا آن مکتب و باور، به دیده‌ی نقد نمی‌نگرند.
- انسان‌هایی که از مواجهه با رنج و شکست و اندوه و تنهایی و هر نوع چالش و تنش و کنشِ سخت و طاقت‌سوز، پرهیز می‌کنند. یک زندگیِ طبیعی در جهانِ پرمخاطره و جامعه‌ی شلوغِ انسانی و با انواعِ محدودیت‌هایی که آدمی دارد، بی‌تردید خالی از رنج و اندوه و تنش نخواهد بود. بنابراین تبدیل به ایدئولوژی کردنِ پرهیز از تنش، طبیعی و سالم نیست.
- کسانی که روحیه‌ی مسئولیت‌پذیری در آن‌ها پایین است. از کوچک‌ترین مسائل و معمولی‌ترینِ موقعیت‌ها بگیر تا شرایطِ پیچیده‌تر و حسّاس‌تر. هرگاه از کسی نشانگانِ آماده‌خوری، بی‌تفاوتی، داوطلبِ انجامِ کارها نشدن، فرافکنی و نظیرِ این را دیدید، حسّاس بشوید و احتیاط کنید نسبت به مراوده با آن فرد.
---
بدیهی‌ست که منظور از احتراز و احتیاط، حذفِ آدم‌ها نیست. امّا باید روحیات را شناخت. چه اوّلاً در خودمان تا رذیلت‌هایمان را کم کنیم و به فضیلت‌ها بیافزاییم و چه در دیگران، تا آسیبِ کمتری متوجّهِ ما و جامعه‌مان بشود.

نوشته شده در پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳٩٥ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |