گفتن

گفتن

λεγειν

به‌ نظرِ من٬ «حوزه‌ی هنریِ انقلابِ اسلامی» یکی از بی‌تعهّدترین و بی‌اعتناترین مجموعه‌های حکومتی در حوزه‌ی مسئولیت‌های اجتماعی در ایران است. بعد از ۳۸ سال از ایجادِ حکومت و ۲۸ سال پس از پایانِ جنگِ هشت‌ساله٬ هنوز و مدام در رابطه با انقلاب و جنگ محتوا تولید می‌کند و رمان و کتاب و دفترِ شعر و فیلم و موسیقی می‌سازد. این در حالی‌ست که جنگ‌‌های اخلاقی٬ اجتماعی٬ فرهنگی و اقتصادیِ متعدّدی گریبان‌گیرِ مردمِ ایران است. به‌طورِ مثال تفاوتِ چندانی نمی‌بینم بینِ مقوله‌ی کودکِ کار و مقوله‌ی جانباز (یا جانبازِ شیمیایی). اگر اثراتِ معلولیت و صدماتِ جنگ در بلندمدّت مسائل و مشکلاتی را به‌وجود می‌آورد٬ کودکِ کار بودن هم مسائل و مشکلاتِ فراوانی در بلندمدّت به‌بار می‌آورد. امّا حوزه‌ی هنری و طیفِ نویسندگان و شاعران و هنرمندانِ وابسته و نزدیک به این ارگان و دیدگاه٬ همچنان در حالِ نگارش و مستندنگاری پیرامونِ جنگِ هشت‌ساله‌اند.
مشکلاتِ اقتصادی و به تبعِ آن (یا حتّیٰ مستقلِّ از آن) بحران‌های اخلاقی٬ گریبان‌گیرِ جامعه و مردمِ ایران است و نویسندگانِ حوزه‌ی‌ هنری٬ هرسال برای کتاب‌هایشان پیرامونِ  جنگِ هشت‌ساله‌٬ رونمایی می‌گیرند و حوزه‌ی هنری مدام آن اقوال و دیدگاه‌ها را بازتولید و ترویج و حتّیٰ ترجمه می‌کند.
من فکر می‌کنم ظرفیتِ جنگِ هشت‌ساله برای تولیدِ قصّه و محتوا پر و اشباع شده است و قصّه‌های دیگری متأسّفانه یا خوشبختانه در جنگ‌های معاصرترِ اجتماعی و اخلاقی وجود دارد. مثلاً چرا یک نویسنده‌ی وابسته به حوزه‌ی هنری نباید راجع‌به خودکشی در ایلام کتاب بنویسد؟ یا در رابطه با افولِ ارزش‌های اخلاقی در جامعه؟ مگر از یک جنگِ نظامی چقدر می‌شود روش و منش و عرفان و حکمت و اخلاق و عشق تولید کرد؟ چرا مسئولین و نویسندگان و شاعرانِ وابسته به این ارگان٬ جامعه‌ی امروزِ خود را نمی‌بینند؟ جای بحران‌های اجتماعی و اقتصادی و اخلاقیِ امروز در آثارِ ایشان کجاست؟ چند کتاب در حوزه‌ی هنری در رابطه با پرهیز از خشونت یا اصلاحِ بینِ ذوات یا فوایدِ رواداری یا حفظِ محیطِ زیست و فضائلِ اخلاقی به نگارش درآمده و منتشر شده است؟ چند دفترِ شعر می‌توان در مجموعه‌ی سوره‌ی مهر یافت که رویکردِ اجتماعی داشته باشند؟ این‌همه بی‌توجّهی و بی‌اعتنایی به حوزه‌ی مسئولیت‌های مدنی از کجا ناشی می‌شود؟ چرا «گروهِ‌ صنعتیِ گلرنگ» (به‌عنوانِ یک واحدِ صنعتی) باید سابقه‌ی بهتری در حوزه‌ی مسئولیت‌های اجتماعی و سرمایه‌ی اجتماعی داشته باشد؟ درواقع چرا حوزه‌ی هنری و سازمان‌های تابعه‌اش نباید حتّیٰ به اندازه‌ی یک شرکتِ تولیدکننده‌ی موادِّ شوینده جامعه‌ی معاصرِ خودشان را ببیند؟

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٥ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |

این چندسطر را می‌نویسم تا بگویم از امشب تصمیم گرفته‌ام سعی کنم کمی بیش از گذشته مراعاتِ احساسات و عواطفِ انسان‌های دیگر را بکنم. من آدمی صریح‌اللهجه و مستقیم‌گو هستم و در عینِ حال بسیار کمال‌گرا و سنجشگر-اندیش (منتقد). باید تمرین کنم غیرِمستقیم‌گویی و شکیبایی‌ام را افزایش دهم. اجتماعی‌زیستن و حفظِ روابطِ حسنه با خانواده و دوستان و آشنایان و هم‌نوعان ارزش‌مندند. در شکیبایی و مراعات٬ صلاح و خیرِ بیشتری‌ست. امیدوارم که بتوانم در انجامِ این تغییرِ مهم توفیق داشته باشم.

نوشته شده در یکشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٥ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |