گفتن

گفتن

λεγειν

در جهان‌بینیِ مبتنی بر استدلال‌گرایی، درستیِ گزاره‌ها در یک فرآیندِ اقناعی به صورتِ مدلّل اثبات می‌شود. یعنی چیزی از پیش، پذیرفته نیست مگر این‌که آن‌چیز اثبات شده باشد، و چیزی نیز پذیرفته نمی‌شود، مگر این‌که به اثبات برسد.

یکی از تمرین‌های بهترزیستن هم‌واره سعی در جهتِ قضاوت‌های استدلالی‌ست. این‌که ما تمرین کنیم گزاره‌های‌مان را مبتنیِ بر یک‌/ یک‌سلسله دلیل صادر کنیم، کمک می‌کند تا هم قضاوت‌های دقیق‌تر و درست‌تری داشته باشیم و هم بتوانیم آن‌ها را موردِ ارزیابی قرار دهیم و در نهایت اگر لازم باشد، از آن‌ها دفاع کنیم.

در مدلِ استدلال‌گرایی، هرگونه پیش‌فرضی که مقدّمه‌ی آن پذیرشِ بی‌چون و چرای یک اصل یا گزاره‌ بوده باشد، مطرود است. بنابراین در جهان‌بینیِ استدلال‌گرایی نام‌ها، عناوین و امثالهم به‌تنهایی مؤثّر و تعیین‌کننده‌ی صحّتِ یک سخن یا مکتب نیستند. چیزی که در احادیثِ دینیِ ما هم به بیان‌های مختلفی به آن سفارش شده است. مثلِ «انظر إلى ماقال، ولاتنظر إلى من‌قال» (حضرت علی ع). روزی یکی از دوستانِ غزل‌سرای جوان، غزلی را تحتِ عنوانِ آخرین شعرش برایم ئی‌میل کرد و خواست که آن را نقد کنم. من هم نظرم را نسبت به آن نوشتم و برایش فرستادم. بعدتر گفت که آن غزل، سروده‌ی یک شاعرِ معروف است. بلافاصله به او گفتم: «نظرم هم‌آن است.» او نیز گفت که قصدِ فریبِ مرا نداشته و صرفاً می‌خواسته ببیند که آیا غزلِ آن شاعرِ معروف را هم کسی نقد می‌کند یا نه. ضمنِ این‌که به او گفتم برای این امتحان می‌بایست یکی از غزل‌های خودت را با اسمِ آن شاعرِ معروف برای نقد ارائه می‌دادی، به این مسئله فکر کردم که کم‌یابیِ نگاهِ مبتنی بر استدلال، و فراوانیِ قضاوت‌های غیرِاستدلالی موجبِ این شده‌اند که این جوان به صرافتِ امتحانِ این مسئله بیفتد. بارِ دیگری را به خاطر می‌آورم که با دوستی راجع‌به فیلم‌های آرونوفسکی صحبت می‌کردیم. من فیلمِ «مرثیه‌ برای یک رؤیا» را دیده بودم و دوست نداشتم و او سرسختانه از آن و از فیلم‌های دیگرِ این کارگردان دفاع می‌کرد و در اثباتِ مدّعایش گفت: «هم‌این‌که آرونوفسکی فیلمی را ساخته باشد، یعنی خوب است، حتّا اگر من آن فیلم را خوب نفهمم.»

به زعمِ من ظرفیّتی که از ادبیّات و کلمه در جهانِ معنا ایجاد می‌شود و تسرّی پیدا می‌کند، یکی از به‌ترین و اصلی‌ترین بسترهای تمرینِ استدلال‌گرایی‌ست. ما با ادبیّات یاد می‌گیریم که پارادوکسیکال تماشا کنیم. یعنی از وجوهِ مختلف و متنافرِ یک مسئله مداقّه کنیم. یعنی در حقیقتِ امر پارادوکسی وجود ندارد، امّا وقتی صِرفاً از یک بُعد به آن نگریسته شده باشد، پارادوکسیکال به‌نظر می‌رسد. ادبیّات با ویژه‌گی‌هایی نظیرِ توضیح، تبیین، تنقیح و استدلال کمک می‌کند دقیق‌ترین قرائت از یک مسئله را بتوان استنباط کرد و انتقال داد. وقتی که ادبیّات نباشد، ما نمی‌توانیم به لایه‌های عمیقِ معانی نظر کنیم و حالاتِ مختلفی از یک پدیده را متصوّر شویم و درنتیجه قرائت‌مان هم ساده و سطحی و تک‌بعدی خواهد شد. ادبیّات کمک می‌کند به حدّاکثرِ حالاتِ محتملِ یک معنی دست یابیم. و هر چیزِ مهمّی که از ابتدای آدمِ ابوالبشر تا زمانِ ما بقائی در جهان داشته، به‌وسیله‌ی ادبیات بوده است.

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٢ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |

برادرِ عزیزم آقای رضا امیرخانی

درگذشتِ پدرِ گرامی‌تان را صمیمانه به شما و خانواده‌ی محترم تسلیّت عرض می‌کنم. از خداوندِ قدیر برای‌تان آرامش و صبر مسئلت دارم و روحِ عزیزِ مرحوم‌تان نیز غریقِ مراحمِ الهی باشد. +

نوشته شده در دوشنبه ٢ دی ۱۳٩٢ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |