گفتن

گفتن

λεγειν

هیچ چیز به وجود نمی آید، و نه چیزی از میان می رود. هیچ چیز ابدی نیست، و نه چیزی پایان می یابد. هیچ چیز عیناً همان نیست، و نه چیزی تفاوت پیدا می کند. هیچ چیز به این سو نمی آید، و نه چیزی به آن سو می رود. (حقایق هشت گانه ی آیین بودا )
----------------------------------------------------------------------
این جا به شهر است. این جا هوا سنگ دل است، این جا مردمان سرد اند، این جا آفتاب بی حجاب است، این جا دختران می تابند. این جا عدالت ابری است، این جا آسمان موج می زند...
----------------------------------------------------------------------






---------------------------------------------------------------------

یه روز که داشتیم تو جاده با سرعت می رفتیم یه ماشین توجه مونو جلب کرد، توی اون ماشین یه چیزی بود، یه چیز خیلی عجیب. اولش فکر می کردیم دو قلو های افسان ای باشند. بعد گفتیم شاید دو تا فرشته باشند. باز یه کم فکر کردیم و دیدیم فرشته ها که سر ندارند، پس ممکنه خدا باشند. بعد گفتیم که خدا یه دونه است، هم احد و هم یکتاست، اما اینا دو تا هستند، نه احدن نه یک تا !



خیلی به خودمون فشار آوردیم که با یه پیکان بتونیم از اون ها جلو بزنیم. بالاخره از اون ها جلو زدیم، این قدر که تونستیم صورت اون ها رو ببینیم، خیلی ماه بودن، خیلی فرشته بودن، اون ها آخوند بودن !!!


---------------------------------------------------------------------
...



---------------------------------------------------------------------
این آقایون محترم، برادران لاریجانی هستند. فرزندان گران قدر آیت الله آمیرزا هاشم آملی ( ره) و والده ی گرامی شون هم به شهری هستند . یعنی از طرف مادری نوه های حضرت آیت الله آ سید محسن نبوی اشرفی هستند.


---------------------------------------------------------------------
ایشون جناب آقای دکتر احمد توکلی هستند، یکی از فرزندان به شهر. پدرشون حاج ابوالحسن توکلی و والده ی گرامی شون نوه ی حضرت آیت الله آ سید محسن نبوی اشرفی هستند. یعنی ایشون نتیجه ی آ سید محسن نبوی هستند.


---------------------------------------------------------------------
وقتی گیر می دهم ( حجت الاسلام تائب )



من و داییم !!! ( قربونش برم، خیلی ماهه، برق می زنه : دی )



دوستان خوب من


نوشته شده در شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٦ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |



سلام بابای خاک

دفترم خط خطی شده

وزنم نمی آید

قافیه گم است

"سخت" است،

قافیه !

شاعری نیز.

خط خطی شده ام

چند سالی است خود را وزن نکرده ام

عمری هم قلم به دست در پی قافیه ی عالمم

سخت است

انتظار،

زندگی نیز !


نوشته شده در دوشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٦ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |

نوشته شده در جمعه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٦ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ توسط محمّد مهدوی‌اشرف نظرات () |